روستای شیفه

shifeh

شیفه در گذر زمان

بنام خدا

شیفه، روستایی از توابع رامهرمز در استان خوزستان است.

این روستا  در دامنه ی کوه و نزدیک گورستان  متوفیان قرار دارد.

دلیل اینکه مردم شیفه روستای خود را در مجاورت کوه بنا نهادند، سیلابی بود که درسالپنجاه و  هشت روستای قدیم شیفه را تخریب کرد.

آنچه از روستای شیفه ی قدیم باقی مانده، ویرانه ی قلعه ایست که 

در اواخر دوره ی قاجار بدستور مرحوم ابوالقاسم توکل  در مکان فعلی شیفه ساخته شد

و نام روستای شیفه برگرفته از رودخانه ای بود که از نزدیکی قلعه عبور میکرد

که بعدها این رودخانه گوپال نامیده شد.

اطلاعات تکمیلی ما از قلعه ی توکل توسط آقای داریوش توکل، نوه مالک آن روستا می باشد که از او بخاطر همکاری دوستانه اش تشکر می کنم.

.Shifa is a village of Ramhormoz in Khuzestan province

This village is located on the hillside and

. near the cemetery of the deceased

The reason that people of shifa built their village near the   hills

It was a flood that destroyed the old village of Shifa in year of 1980

 What remains of the old Shifa village is the ruins of the  castle that is built

in the late Qajar period by order of the late Mr.haj Abolghasem tavakol

the landlord of shifeh.

The village of Shifa is named after a river that flowed near Tavakol Castle.

The river was later renamed Gopal.

Our additional information from Tavakol Castle by Mr. Dariush Tavakol is the grandson of the owner of that village, for whom I thank him for his friendly cooperation.

قلعه توکل.داریوش توکل 


tavakol castel

نمایی از قلعه ی توکل که به دلیل بی تفاوتی مسئولین ، در حال تخریب است.

این عکس مربوط به پانزده سال پیش می باشد.

 

 

A view of Tavakol Castle which is being demolished due to the indifference of the authorities

.This photo is taken from fifteen years ago

 

روستای شیفه روستایی سرسبز با مردمی مهربان بود.

مردم روستا عمدتا به کار کشاورزی اشتغال داشتند و محصولاتی همچون : برنج و کنجد،حاصل دسترنج شان بود.

کدخدای این روستا  مرحوم سید طاهر موسوی (پدر بزرگ اینجانب ) بود که در سال هزار و سیصدو چهل و چهار خورشیدی بدرود حیات گفت.

آن گونه که روستائیان نقل می کنند، به واسطه ی سمتی که داشت و نیز  سیادتش,مورد احترام بود و چنانچه نقل شده،

در خانه اش همیشه بروی روستائیان باز بود..

.Shifa was a Green village with kind people

The people of the village were engaged in agricultural  work and produce rice and sesame

  it was the result of their passion

Head man of the village was the late Sayed Taher Mousavi

.( my grandfather-who died In the year of1966) 

.As the people of village say, he was  a respectable person

.the door of his home always opened to the needy persons 

سید طاهر موسوی

The late seyed taher mousavi

بدلیل علاقه ی زیادی که به روستا و زادگاهم شیفه دارم

و برای زنده نگه داشتن روز های خوب گذشته ، تلفیقی از

عکس های جدید و تکنولوژی را  بکار بردم  تا سیمای  گذشته ی

این روستا را  به تصویر بکشم.

برای اینکار از فتوشاپ استفاده کردم و در برخی موارد از همان مصالح موجود 

در مناظر استفاده کردم.

اما بعضی جاهها دل را به دریا زدم و برای خلق یک منظره، از تراوشات ذهنی ام

یاری جستم.

Because of my great interest in my village and hometown

And to keep the good old days alive

I used combination of new photos and technology

. to visualize the past

I used Photoshop to do this and in some cases the same materials

.in the the scenery

.But in some places i created a scenic view of my mind

نمای باز سازی شده از قلعه توکل

تصویر بازسازی شده از قلعه توکل در شیفه قدیم.به همراه مدرسه 

 Reconstructed  image of  Old  Shifa  and tavakol castle

نمایی تخیلی از روستای شیفه در گذشته های دورنمایی تخیلی از روستای شیفه در گذشته های دور
Reconstructed image of  Old  Shifa

شیفه.نمای تخیلی از خانه پدر بزرگ در گذشته های دورشیفه.نمای تخیلی از خانه پدر بزرگ در گذشته های دور

An imaginative view of the village of Shifa in the distant past

۲۶ اسفند ۹۸ ، ۰۱:۰۱ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
آرش موسوی

shifeh memories

بیاد زادگاهم شیفه

خوبی و صدق و صفا در روستایم جمع بود

          این یکی پروانه و آن دیگری چون شمع بود

حرمتِ مویِ سپیدِ پیر،واجب تر ز نان

          بود حرف و قول مردم ، محکم و تا پای جان

مردها در مزرعه بودند سرگرم درو

          زن درون خانه اش درحال پخت نان جو

قلعه ی قاجاری زیبا درونِ روستا

          رودِ گوپال ِ خروشان ، صیدِ ماهی و شنا

عطرِ خاکِ روزِ باران ، عطرِ خوب و بویِ خوب

          صوتِ زنگِ گاوها در بازگشتانِ غروب

----------------

تا مصیبت آمد و یکروز آنجا لانه کرد

          شیفه یِ زیبایِ ما را در دَمی ویرانه کرد

سیلِ بنیان کن چو آمد در دیارم پا گذاشت

          قلعه ای ویران زِ آن دوران برایم جا گذاشت.

آرش موسوی.دیماه 1397

۰۹ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۲:۴۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
آرش موسوی

Images of shifeh

 

 

رودخانه گوپال در روستای شیفه

Goopal river in shifeh 

۲۶ اسفند ۹۸ ، ۰۱:۲۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
آرش موسوی